//خفه//
امروز واسه اولین دفه
به دلم گفتم خفه
فرهاد واسه عشق کوه و کند
اما ببین باز تو کفه
خئاستم مثه فرهاد باشم
هر کاری کردم واسه اون
حتی اگه بهم می گفت
ساده می مردم واسه اون
دیدین که فرهاد شدنم
برای من سودی نداشت
خواستم بازم ببخشمت
اما نشد دلم نذاشت
آخه بی معرفت نشد
۱۰دقه بام حرف بزنی
بگی چرا ناراحتی
چرا تو حرف نمی زنی
ببین هنوز دوست دارم
با این که قیدم و زدی
ام تو درس عاشقی
همه بهم میگن ردی
یادت می یاد خواستم ازت
یادم بدی یادم بره
حا لا داره یادم می ره
عشقت با کلی خاطره
خیلی دوست داشتم ولی
حالا ازت بدم می یاد
دلگیر نشو از دست من
ای حرفا هم می بره باد
شعرم داره چرند می شه
تکلیف چیه داد بی داد
نمی دونم دوست دارم
یا که ازت بدم می یاد
آخرشو بذار بگم
مخم داره می کشه داد
پس از من ایراد نگیرید
ای شعر داره خودش می یاد
خسرو اومد باز سراغت
برو بشو شیرین براش
منم می رم پی کارم
به فکر فرهاد پس نباش
هیچ تو ضیحی نداره فقط حرف دله!!!
نظر یادتون نره!!!























